پرنسس توی افسانه ها

پرواز خیالی به اسمان حقیقی

قسمت اخر تقدیر

ایوان میفهمه که الکس همان پسرش است که نزد پدر لوسیا است.و ماریپاز هم وقتی حقیقت را می فهمد به ایوان میگوید اگر با من ازدواج نکنی نمیگذارم پسرت راببینی در نتیجه ایوان موافقت میکند که با ماریپاز ازدواج کند و از لوسیا دست بکشد.ایوان و ماریپاز با هم ازدواج میکنند وبا الکس برای زندگی به آمریکا میروند. بعد از ازواج ایوان یک شب لوسیا به همراه دوستش به یک کلوب میرود و در خوردن نوشیدنی زیاده روی میکند و مست میشود  و در همان حال مرد ناشناسی به او تجاوز میکند و او بعد از مدتی متوجه میشود که باردار است ولی لوسیا مطمئن است که ایوان پدر فرزند اوست.کارلوتا به لوسیا پیشنهاد میکند که با کامیلا ازدواج کند لوسیا هم قبول میکند و با کامیلا ازدواج میکند و این دو صاحب دختری به نام پرلیتا میشوند.اما لوسیا هنوز هم عاشق ایوان است و کامیلا هم به خاطر این موضوع به ایوان حسادت میکند. از طرفی دیگر ماریپاز سعی میکند که شوهر دوستش (جولیت) را اغوا کند و ایوان بعد از فهمیدن ماجرا از ماریپاز جدا میشود.وقتی ایوان در مورد ازدواج لوسیا با کایملا خبر دار میشود عصبانی میشود چون کامیلا از علاقه ایوان به لوسیا خبر داشته است د ر نتیجه به آلاموس بر میگردد. و در نهایت پس از کشمکش های فراوان لوسیا و ایوان با هم ازدواج میکنند.

منبع خلاصه:لیلیوم

+ نوشته شده در  91/01/21ساعت 20:52  توسط saharnid  |